زبان مناسب انتقاد جنسی از همسرت را کشف کن
« روابط زناشویی ما تقریباً به خوبی گذشته ها نیست، البته هنوز هم شوهرم را دوست دارم، اما نحوه ی ابراز علاقه اش آن قدر تکراری و قابل پیش بینی شده که دیگر کسل کننده است. با این حال چطور می توانم این ها را به او بگویم؟»
« سعی می کنم همسرم را راضی کنم اما گمان نمی کنم موفق شده باشم. کاش به من می گفت چه می خواهد.»
« از وقتی به من گفت که در مورد رسیدن به رضایت جنسی تظاهر می کرده و هرگز چنین چیزی برایش پیش نیامده دیگر حتی نتوانستم به او نزدیک شوم . احساس میکنم مرد نبوده ام.»

انتقاد جنسی، بدون تردید یکی از دشوارترین انواع انتقاد است. هیچ چیز دردناکتر و ناراحت کننده تر از اشاره به ضعف های جنسی طرف مقابل نیست. هیچ چیز نمی تواند عزت نفس کسی را چنین سریع از بین ببرد که به او بگویند در عشق ورزی آدم بی دست و پایی است . و هیچ چیز نمی تواند روابط زناشویی را به اندازه ی گفتن سخنان تحقیر آمیز در مورد توانایی جنسی طرف مقابل خدشه دار کند. به اعتقاد کارشناسان، تعجبی ندارد که در بسیاری از موارد، صرفاً گفتن یک جمله سرد یا مخرب در باره ی نحوهی رفتار جنسی یکی از زوجین، می تواند به افزایش تنش و تشدید تضاد منجر شود.اما آیا باید این چنین نتیجه گرفت که از انتقاد در مسایل زناشویی بپرهیزیم و یا از آن جلوگیری کنیم؟ البته که نه، مشروط بر آنکه از انتقاد، همچون ابزاری برای تفاهم بیشتر استفاده کنیم.
واقعیت آن است که بیشتر زن و شوهرها هرگز یاد نگرفته اند که برای داشتن روابط جنسی جز از طریق شکایت از وضع موجود، با یکدیگر گفت و گو کنند. حال آنکه عشق ورزی، عملی صرفاً غریزی نیست، بلکه هنری است که باید فرا گرفته شود، و انتقاد مثبت نه تنها می تواند وسیله ای موثری برای آموزش باشد، بلکه نمایانگر آنست که طرف مقابل ، از کوششی که همسرش برای برآوردن انتظارات جنسی او از خود نشان میدهد، قدر دانی کند.
در واقع، بهبود روابط جنسی، منوط به آن است که طرفین ، اطلاعات بالقوه مفید خود را با یکدیگر مبادله کنند. به عبارت دیگر به طرز سازنده ای از یکدیگر انتقاد کنند. به نظر جان گاگن (جامعه شناس) «برای حل و رفع مسایل و مشکلات جنسی، باید با آن به طور مستقیم بر خورد کرد.» اما اگر برخورد مستقیم میتواند موجب بهبود روابط جنسی شود چرا برای بیشتر مردم آغاز چنین گفت و گویی تا این حد ناراحت کننده و پذیرفتنش این اندازه پریشان کننده است؟
به چند دلیل ، اول آنکه هر نوع گفت وگوی بی پرده در مورد مسایل جنسی ، هنوز هم به نوعی پررویی و وقاحت تعبیر می شود که باعث می شود در بیان احساسات شخصی خود درباره ی مسایل جنسی تردید کنیم. بیشتر مردم از کودکی آموخته اند که صحبت کردن در باره ی مسایل جنسی «کار زشتی» است و در نتیجه از گفت و گو درباره ی نیازهای جنسی، خواسته ها و ناکامی هایشان پرهیز می کنند.
دوم اینکه ما یاد گرفته ایم که در میدان مین گذاری شده ی انتقاد جنسی به دقت گام بر داریم، مبادا روی غرور جنسی کسی پا بگذاریم. اگر مفهوم ضمنی انتقاد این باشد که این شخص در روابط جنسی بی دست و پاست در واقع به شکننده ترین و حساس ترین عنصر تشکیل دهنده ی عزت نفس او ضربه زده ایم. حقیقت اینست که چنین طرز فکری صحیح نیست زیرا همانگونه که هیچ کس بدون آموزش و کسب تجربه نمی تواند نقاشی شایسته، خلبان، دانشمند یا آشپزی ماهر شود ، هیچ کس هم با استعداد خاص عشق ورزی زاده نشده است. با وجود این ، همه دوست دارند به خود بقبو لانند که در حال حاضر زوج شایسته ای هستند و در آینده هم زوج شایسته ای خواهند بود.
از آنجا که می دانیم اگر شیوه ی عشق ورزی ما مورد انتقاد قرار گیرد چه احساس نا خوشایندی به ما دست می دهد، از ترس اینکه مبا دا این احساس را در همسر خود به وجود آوریم، در بیان انتقاد خود تردید می کنیم. مردی می پرسد « چطور به همسرم بگویم که مرا ارضا نمی کند؟ این حرف ممکن است غرور او را جریحه دار کند.» این مرد متوجه نیست که شاید تا کنون ناخشنودی خود را به ده ها شکل مختلف و بدون یک کلمه حرف به همسرش منتقل کرده باشد و علنی نکردن انتقاد، صرفاً باعث ایجاد آشفتگی، احساس گناه و یا خشم همسر او شده باشد و این همه در حالی است که زن دقیقاً نمی داند چه خطایی مرتکب شده است.
بنا براین انتقاد جنسی بر خلاف سایر انتقادها هم انتقاد کننده و هم انتقاد شنونده را تحت تاثیر قرار می دهد. زنی که به عدم حساسیت شوهرش نسبت به خواسته هایش اعتراض کرده بود، بعداً در باره ی حرف هایی که زده بود احساس گناه می کرد و گفت «من فقط به خاطر رضایت خودم از او انتقاد کردم. آیا منصفانه است که احساسات او را جریحه دار کنم فقط برای این که بتوانم سهم بیشتری از عشق ورزی به دست آورم.»
در پاره ای موارد شخص ممکن است احساس کند مشکل از خود اوست و ارتباطی به طرف مقابل ندارد و لذا خود را از انتقاد منع می کند. زنی می گفت « اعتراض به اینکه چرا به اوج لذت جنسی نمی رسم چه فایده ای دارد؟ من که می دانم این خودم هستم که باید مورد سرزنش قرار گیرم.»
نبودن زبان مناسب سد دیگری در راه انتقاد جنسی است. ما حقیقتاً از نظر لغات و تعبیرات مناسب برای بیان انتقاد جنسی در مضیقه هستیم. علی رغم آزادی موجود در زبان ، بیشتر مردم از به کار بردن اصطلاحات عامیانه جنسی به صورت بی پروا ناراحتند. اما عبارات علمی موجود هم برای توضیح اعمال و اندامهای جنسی بیش از انداره فنی و نا آشنا هستند. بنابراین، صحبت در باره ی روابط عاشقانه و نزدیک با کلماتی مانند «عمل لقاح» یا نظایر آن ممکن است مانند کلمات عامیانه شرم آور یا نا مفهوم باشد. شاید به طوری که خواهیم دید این خود یکی از دلایلی است که انتقاد جنسی آگاهانه یا نا خود آگاه از راه حرکات،لحن صدا،انقباض عضلات و حرکت و تماس بدنی به طرف مقابل منتقل می شود.
حتما نظر خود را در مورد این مطلب ابراز فرمایید. با تشکر
نوشته شده توسط مهرداد (مدیر گروه) |
لینک ثابت | موضوع:
ارتباطات موثر |